mini photographer

زندگی من

پیش به سوی نمیدونم چی جی کلا پیش به سو

چند روزیه که دارم از همه دوری میکنم نمیدونم واقعا خود در گیری مزمن پیدا کردم و فکر میکنم واقعا هیچ کس از اینکه نو جمعشون باشم حال نمیکنم کاشکی میشد بیخیال بشم هعییی دوست ندارم تو وبلاگی که با هدف شاد نوشتن درستش کردم دوباره دپ بنویسم و تا الانم همین چند تا پست دپ کلی ازارم داده پس شروع میکنم :)
سر زنگ ورزشمون که به لطف هوای فوق تمیز تهران و گرمی هوا کلش رو معلممون یه سره حرف زد واقعا نمیدونم فاز اموزش پرورش چیه اصلا زنگ ورزش گذاشته بابا جان خودت رو خلاص کن نزار دیگه اههه دارم پی میبرم تنها چیزی که بلده تعطیلی ابتدایی هاست :/
اورانوس ( ناظممون ) گفت که یه شخصی گفته بچه های نهم مثل گربه هایی شدن که از اذما نمیترسن گفت شما تو خونه میخواین از تو حال برین تو اتاق اجازه میگیرین بعد تو مدرسه نمیگرین و این سوژه ی ما :
+ بچه ها میشه من برم دستشویی 
نهههه
برو برو جانم
بشین سر جات 
میوووو
://///////////////
خدیا بعد میگم منو گاو کن میگی ناشکری نکن من از شما میپرسم شما اجازه میگرین واقعا نه جان من نه جان من میگیرین
دارم نهایت تلاشم رو میکنم سر کلاس ریاضی نخوابم سخته سختتتتت امروز یکی از بچه ها اومد تدریس ریاضی کرد خیلی سر حال بودم تا معلم اومد تو اغما/اقما  ://// فرو رفتم  

امیدوترم بعد این چند پست دپ به عنوان یه پست نسبتا شاد خوب باشه 
پیش به سوی نمیدونم چی جی کلا پیش به سوی 

۰ نظر

یار دیرین

سلامی مجدد
 یک شنبه دنبال فایلم میگشتم که یه کانال پیام داد ایت الله رفسنجانی فوت کردن و وارد شدن شک بزرگی به من نمیتونم توصیف کنم که تو خانوادمون چقدر همه ناراحت شدن و اوضاع به هم ریخت حتی بابام گریه هم کرد خلاصه اوضاع خونه داغون بود داغون تر هم شد فقط ازشون ممنونم برا همه کاراشون
نمیدونم چرا نمیشه بیخیال بود به امید انکه بیخال شویم  

۲ نظر

درد نوشت 2

نمیدونم خدا چرا هستم 
وقتی همه از بودنم زجر میکشن وقتی بدون من تمام کاراشون رو روال میوفته 
داداشم خوشبخت ترین ادم جهان میشه خیلی دوست داشتم همیشه باهاش روابط خوبی داشته باشم نمیشه نشد نمیشه 
مامانم و بابام از داشتن همچین دختری راحت میشن
دوستام از  .... هه اصلا مگه دوست دارم ؟
اره اصلا من خودخواهم مگه کسی هست که به فکر من باشه که خودخواه نباشم
واقعا نمیدونم مقصر کیه منم یا اونا من دارم گناه میکنم یا .. من رفتارم نادرسته یا ... گیجم خیلی زیاد
چرا خدا نیست ارومم کنه البته بهش حق میدم نباشه خدا میدونم میدونم خیللللللیییی بدم اما خدا خدا خدا خدا






برگردیم خونه اول   با اینکه دوره مقصد     الکل توی خون من رفت      ولی خب خوبه مزش     احساسم مونده عقب ...
sepehr / leito  

۲ نظر

درد نوشت

تا حالا شده با تمام وجودتون ناراحت بشین قدری که وجودتون درد بگیره و دیگه هیچ امیدی رو جلو چشمتون نبینید یعنی درواقع نمیدونم شما اسمش رو چی میزارین اما من اسمش رو مرگ میزارم
یه حسی بهم میگه واقعا به اخر خط رسیدی همون حس های غریبی که همیشه راست میگن نمیدونم از این به بعد چی میخواد بشه اما میدونم دیدم عوض شده
شاید تنها کسی که بتونه تغییرم بده خدا باشه

۴ نظر

چرت و پرت نوشت

منی که اینجا مینویسم یک  عدد دانش اموز کند ذهنی هستم که فیزیکش را گند زده و یک عدد کاسه در دست دارد و با فریاد های مکرر و بلند چه کنم چه کنم میگوید حال الانم میخواد برود درس بخواند اما حسش نیست

اما وجدانا نمیدونم چ جوری دادم یه سوال رو خیلی شک دارم :/ 

شب یلدا گوشیم رو میخواستم بگیرم به مامانم روز قبلش گفتم فردا عشقمو میبینم منظور همان گوشی حالا ما رفتیم کنار دیدم بابا عینکش رو پایین اورده با و نگاهی خیره به مادر میگه عشقش کیه ://////

۴ نظر

Happy ialda night

به طور خفن طور ناکى شب یلدااااااامباااااارررررکککککک اااااااا
یلدا رو خیلى دوست دارم هر چى فکر کردم نتونستم برا این دوست داشتن دلیل منطقى پیدا کنم و واقعا نمیدونم چرا دوستش دارم اما دوستش دارم :/
این چند وقت اصلا حس پست گذاشتن نبود و بابت این امر ورى ورى شرمندتونم :/
هنوز یه عالمه از یلدا مونده من تا حد انفجار خوردم الان تو استراحتم برا نیمه دوم خوردن دارم اماده میشم فقط یلداست و خوردن ناموس ناکن وجدانا طورین
امتحاناى نیم ترم هنوز تموم نشده بود که ترم هک توش دادیم و این است طرحى نوین در صنعت مدرسمون به مدرسه هاتون بگین از مدرسه ى ما الگو بگیره و همین جورى پیش بره کلا دانش اموزا رو به نابودى میرن راستى طرح دومشونم اینه که امتحاناى ترم پشت سر هم تو دو هفته تموم بکنن :/ تو بعد از این دوهفته دیدین یه نوار مشکى گوشه وبلاگم تعجب نکنید مرسى اه 
امروز برا پیچوندن زنگا یلدا راه انداختیم و دو سه تا شعر حافظ و دو تا متن رو نزدیک به ده هزار بار خوندیم و تا در حلقمون خوردیم 
همه چیز عالیه من چقدر خوشبختم و اینم بعیدهههههههه 
رد دادم میدونم هعىىىىى
چیز دیگه اى در ذهنم نمیگنجد :/

۲ نظر

من نوشت 3

همه چیز این چند روز داره به طور فجیهى گند میخوره واقعا گند میخوره 

گند زدن امتحان ریاضى 

کارنامه ى ابان 

گند زدن ازمون هماهنگ

گند زدن بازى امروز 

همه ى اینا و خیلى چیزاى دیگه دست به دست هم دادن که ببرم از زندگى 


۵ نظر

من نوشت 2

نمیدونم واقعا چرا اینقدر صدام بالاست و لحنم تنده که معلم ریاضیمون به عنوان بى احترامى تلقى میکنه گاهی وقتا از خودم متنفر میشم بدم میاد که چرا اینجوریم چرا اینقدر بدم که همه ى همه دارن ازم فرار میکنم 
درسم افتضاح شده نمیدونم چرا واقعا نمیدونم فقط کافى نمره هاى نیم ترمم بیاد اونوقت میشه .... هه 
فکرم کنم امسالم مثل پارسال هر روز استرس اینو بگیرم که ناظم بیاد خراجم بکنه 
واقعا کم اوردم همین و بس 

من ( موقتا / فعلا ) نوشت ( تنفر )

حالم از همه چیز و همه کس داره بهم میخوره دارم از همه و همه یه تنفر خاص پیدا میکنم فکر کنم این عمق فاجعس که یه نوجون تو این سن کم واقعا درک کنه دنیا و ادماش چقدر بی رحمن موندم اگه خدا نداشتم چ میکردم فکر کنم اون موقع مرده ی متحرک میشدم هه

متنفرم از همه 

Denisنوشت 21

دلم قدم زدن تو بارون شدید رو میخواد دلم راه رفتن تو بارونو خوردن چای میخواد دلم میخواد دوباره مثل قدیما تو بارون کنار پارک ذرت بخورم دلم میخواد اما نمیشه 

هعی هفته ی سختی رو در پیش دارم مرات امتحان فیزیک و مطالعات و عربی و زبان همه ی امتحانا یه طرف امتحان عربیم یه طرف به حدی برا امتحان عربی میترسم که از صفر شدن تو نمره ی ریاضی نمیترسم و فقط دعا میکنم زود تر بگذره 

و در اخر بارون و دیگر هیچ 

۳ نظر
درباره من
دوست داری خوش بخت باشی ؟
از هیچ کسی هیچ توقعی نداشته باش
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان